غزل شمارهٔ 372
Toggle stanza 1نگار من امشب سر ناز داشت
11
نگار من امشب سر ناز داشت
بر افتادگان چشم بد ساز داشت
22
به یک جام باده به صحرا فگند
دلم هر چه در پرده راز داشت
33
به سویش نمی دیدم از بیم جان
که در چشم او مستی آغاز داشت
44
ره من زد این بازمانده سرشک
که چشم مرا از نظر بازداشت
55
همه شب چو پروانه می سوختم
که شمع من از دیگران گاز داشت
66
به عذر ار دلم برد معذور بود
که چشمی به غایت دغاباز داشت
77
دل من که تیری درو مانده بود
به ناله خراشی در آواز داشت
88
کنون یاد دارد ز خسرو گهی
که مرغی درین باغ پرواز داشت
Sources
Persian text source: Ganjoor

