غزل شمارهٔ 1383
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1دلبرا، در جان نشین، فی العین هم
11
دلبرا، در جان نشین، فی العین هم
ای ز تو شادی به جان، فی القلب هم
22
گریه خون بین و می کن پرسشی
چون نماند، اکنون مرا فی الجسم دم
33
چون کنم من خواب، دریا گشت چشم
تو به خنده گوئیم فی البحر نم
44
تا زهر دل برد غم خال رخت
بین همه جا غم، بمحوالخال غم
55
عمر خسرو در غم رویت گذشت
چند باشد دوریم، والصبر کم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
موج ما را شرم دریای کرم
تا قیامت برنمیآرد ز نم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1954
چون که زن را دید فغ، کرد اشتلم
همچو آهن گشت و نداد ایچ خم
RudakiMasnavi-haابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامهبخش 68
می شناسد پرده جان آن صنم
چون نداند پرده را صاحب حرم
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1664
وقتها یک دم برآسودی تنم
قال مولايَ لِطَرفي لا تَنَم
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 354
Sources
Persian text source: Ganjoor

