شمارهٔ 1384
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1از دو زلف تو شکن وام کنم
11
از دو زلف تو شکن وام کنم
وز برای دل خود دام کنم
22
از پی آنکه به رویت نرسد
چشم بد را به سخن رام کنم
33
تا تو ننمایی رو، گیرم زلف
تا رخت چاشت کند، شام کنم
44
چشم از زلف سیاه تو کشم
گله از محنت ایام کنم
55
از تو صد جور و جفا می بینم
با که گویم، به که پیغام کنم؟
66
دل ندارم که نهم بر دگری
هم ز زلف تو مگر وام کنم
77
بوسه خواهیم، وگر تند شوی
خویشتن را عجمی نام کنم
88
نیست حلوای تو بهر خسرو
چه بدان لب طمع خام کنم!
Sources
Persian text source: Ganjoor

