غزل شمارهٔ 1330

Toggle stanza 1
هر شبی چون یاد آن رخسار گلناری کنم
1

هر شبی چون یاد آن رخسار گلناری کنم

تا به وقت صبح از مژگان گهرباری کنم

2

گاه از تف دهان دامن بسوزم زهد را

گه ز دود سینه سقف آسمان تاری کنم

3

تیر مژگانش به جانم تا رسید از نوک آه

زخمها هر صبح در نه طاق زنگاری کنم

4

گر تمنای جفای او به خونریزم بود

شحنه غم را به خون خویش هم یاری کنم

5

ضربت غم می خورم سلطانی آسا تا به کی

قبله جان روی آن رخسار گلناری کنم

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor