غزل شمارهٔ 1330
شاعر: امیرخسرو دهلوی
Toggle stanza 1هر شبی چون یاد آن رخسار گلناری کنم
11
هر شبی چون یاد آن رخسار گلناری کنم
تا به وقت صبح از مژگان گهرباری کنم
22
گاه از تف دهان دامن بسوزم زهد را
گه ز دود سینه سقف آسمان تاری کنم
33
تیر مژگانش به جانم تا رسید از نوک آه
زخمها هر صبح در نه طاق زنگاری کنم
44
گر تمنای جفای او به خونریزم بود
شحنه غم را به خون خویش هم یاری کنم
55
ضربت غم می خورم سلطانی آسا تا به کی
قبله جان روی آن رخسار گلناری کنم
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

