غزل شمارهٔ 1329

Toggle stanza 1
گر گذر افتد ترا در کوی جانان، ای نسیم
1

گر گذر افتد ترا در کوی جانان، ای نسیم

خدمت من عرضه کن در خدمت یار قدیم

2

طور هستی را حجاب دیده بینا مساز

تا جواب لن ترانی نشنوی همچون کلیم

3

سیل اشکم از جنابش کی رود هر جانبی؟

سائلی کی روی بر تابد ز درگاه کریم؟

4

شد دلم بیمار چشم ناتوان او و هیچ

آن طبیب ما نمی پرسد ز احوال سقیم

5

گر صبا آرد نسیمی از تو بر خاک رهش

جان بر افشانم روان و منتی دارم عظیم

6

از درش، زاهد، به باغ جنتم دعوت مکن

سر فرو نارد سگ کویش به جنات نعیم

7

بس بدیها کرده ام، یا رب، طفیل نیکوان

عفو فرما، هر چه خسرو کرد از لطف عمیم

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor