غزل شمارهٔ 994
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Metre: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
Rhyme: اغنتوانکرد
Poetic form: Ghazal
Toggle stanza 1با رخت شب چراغ نتوان کرد
11
با رخت شب چراغ نتوان کرد
بی رخت سینه داغ نتوان کرد
22
پیش تو آفتاب نتوان جست
روز روشن چراغ نتوان کرد
33
از دو زلفت کمان شده ست تنم
خود کمان از دو زاغ نتوان کرد
44
باز کن لب که از چنان تنگی
میل سوی فراغ نتوان کرد
55
گر ز باغ رخت بری بخورم
نظری هم به باغ نتوان کرد
66
خشم در سر کنی به هر سخنی
با تو زین بیش لاغ نتوان کرد
77
بوی،خسرو،همی کشی به دماغ
بیش ازاین هم دماغ نتوان کرد
Sources
Persian text source: Ganjoor

