غزل شمارهٔ 1455
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1اگر چه از تو دل خسته و غمین دارم
اگر چه از تو دل خسته و غمین دارم
بدین خوشم که بتی چون تو نازنین دارم
برای آن که کشم پیش چشم بیمارت
متاع عافیت اینک در آستین دارم
به بند زلف تو زنجیر جان خود سازم
دل ستم زده را چند گه براین دارم
به وصل تو چه بیارم نمود گستاخی
که شحنه ای چو فراق تو در کمین دارم
به ناز بینی و بدخو شدی و هم بد نیست
که دلبری چو تو بدخوی و نازنین دارم
مرا اگر چه که بر دست غم فروخته ای
هنوز داغ غلامیت بر جبین دارم
اگر چه خسرو روی زمین شدم به سخن
هم از وفا سوی تو روی بر زمین دارم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
چو خامه معنی نازک در آستین دارم
چرا ز سرزنش تیغ دل غمین دارم
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5721
ز من حذر نکنی گر لباس دین دارم
نهفته کافرم و بت در آستین دارم
Ghalib DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 249
همیشه گریه تلخی در آستین دارم
به نرخ زهر فروشم گر انگبین دارم
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 454
Sources
Persian text source: Ganjoor

