Toggle stanza 1
دل داده ام به دلبر و جانی خریده ام
1

دل داده ام به دلبر و جانی خریده ام

این تحفه بهر جان خراب آوریده ام

2

عشقت که هست قیمت او صد هزار جان

سوداگری ست این که به جانی خریده ام

3

جان است در هوای پریدن که شب به خواب

بر شکرش مگس شده، گویی پریده ام

4

ای ساربان، من اشتر مستم، مکن که من

در وادی فراق مغیلان چریده ام

5

نظاره ام کنند که در کوی عاشقی

روی سیاه کرده و جعد بریده ام

6

خسرو، غمم بکشت، همان همدم است این

کش سالها به خون جگر پروریده ام

Sources

Persian text source: Ganjoor