غزل شمارهٔ 1418
Toggle stanza 1ای دیده، پای شو که بر یار می روم
11
ای دیده، پای شو که بر یار می روم
در جلوه گاه آن بت عیار می روم
22
راهش ز رفتن مژه پر خار کرده اند
من باز دیده کرده بر آن خار می روم
33
ای خارخار هجر ز دل دور شو که من
بهر نظاره گل رخسار می روم
44
گر سر زند رقیب کسی را، بر او چه باک؟
من سر زده خود از پی این کار می روم
55
ای باد، پیش از آن تو برو، پرده زان جمال
بر کن که من به دیدن دیدار می روم
66
گو زلف را کمند مکن کز میان تو
من خود به تار موی گرفتار می روم
77
من خسروم که زاغ سیه گشتم از فراق
بلبل کنون شوم که به گلزار می روم
Audio
Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.
Sources
Persian text source: Ganjoor
Conversation
Reader comments
Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.
Loading…

