غزل شمارهٔ 549

Toggle stanza 1
وفا در نیکوان چندان نباشد
1

وفا در نیکوان چندان نباشد

ترا خود هیچ بویی زان نباشد

2

مرا گویید منگر در جوانان

که خوبی جز بلای جان نباشد

3

نظر در روی تو خود کرده ام من

بلی، خود کرده را درمان نباشد

4

دلم بر بت پرستی خو گرفته ست

مسلمان بودنم امکان نباشد

5

مرا بهر تو کافر می کند خلق

خود اهل عشق را ایمان نباشد

6

مرو از سینه بیرون، اگر چه دانم

که یوسف را سر زندان نباشد

7

ز هجران سوخت خسرو، وه که در عشق

چه نیکو باشد، ار هجران نباشد

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor