غزل شمارهٔ 153
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1گل امشب آخر شب مست برخاست
گل امشب آخر شب مست برخاست
به جام لاله گون مجلس بیاراست
نشسته سبزه زین سو، پای در بند
ستاده سرو ازان سو جانب راست
صبا می رفت و نرگس از غنودن
به هر سویی همی افتاد و می خاست
من اندر باغ بودم خفته با یار
بنامیزد چو ماهی بی کم و کاست
چو رفتن خواست از پهلوی خسرو
بر آمد از دلم فریاد بی خواست
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ز آهم نخل حسرت شعله بالاست
چراغ مرده را آتش مسیحاست
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 428
رویم - قدس سره - گفته است: جوانمردی آن است که برادران خود را معذور داری و بر زلتی که از ایشان واقع شود با ایشان چنان معامله نکنی که از ایشان عذر باید خواست.
جوانمردی دو چیز است ای جوانمرد
JamiBaharistanروضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه)بخش 22
در این خانه کژی ای دل گهی راست
برون رو هی که خانه خانه ماست
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 355
مرا از تیره بختی شکوه بیجاست
که عنبر نیل چشم زخم دریاست
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2233
بحرف اندر نگیری لامکانرا
درون خود نگر این نکته پیداست
Allama IqbalPayam-e Mashriqلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 159
Sources
Persian text source: Ganjoor

