غزل شمارهٔ 1664
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1باز به خون خلق شد چشم جفانمای تو
باز به خون خلق شد چشم جفانمای تو
عمر اگر وفا کند جان من و جفای تو
نیست امید کز توام یک گل بخت بشگفد
عمر به باد می دهم بیهده در هوای تو
گریه و آه سرد من گر بر بایدت کسی
تا نروی ز جای خود، ای دل و دیده، جای تو
وقتی اگر ز جان من ناوک تو خطا شود
تن به قصاص در دهم معذرت خطای تو
من که ز دولت غمت خون دو دیده می خورم
هست حرام خوارگی گر نکنم دعای تو
باد بر آستان تو خاک شده وجود من
تا به طفیل آستان بو که رسم به پای تو
بر زمی آخرت گهی بوده بود خرامشی
حیف بود به چشم من خاک در سرای تو
از حسد خیال تو با دل خود به غیرتم
گلخنیی چرا کشد هولج کبریای تو
گوش به خسرو آر شب تا که ببینی از کجا
نغمه شوق می زند بلبل خوشنوای تو
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
تاب بنفشه میدهد طرّهٔ مشکسای تو
پردهٔ غنچه میدرد خندهٔ دلگشای تو
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 411
جان و سر تو ای پسر نیست کسی به پای تو
آینه بین به خود نگر کیست دگر ورای تو
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2148
سنگ شکاف میکند در هوس لقای تو
جان پر و بال میزند در طرب هوای تو
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2157
من که ستیزه روترم در طلب لقای تو
بدهم جان بیوفا از جهت وفای تو
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2158
ای دل و جان عاشقان شیفتهٔ لقای تو
سرمهٔ چشم خسروان خاک در سرای تو
IraqiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 227
ای دل مبتلای من شیفتهٔ هوای تو
دیده دلم بسی بلا آن همه از برای تو
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 691
Sources
Persian text source: Ganjoor

