غزل شمارهٔ 69
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1بسی شب با مهی بودم کجا شد آن همه شبها
بسی شب با مهی بودم کجا شد آن همه شبها
کنون هم هست شب، لیکن سیاه از دود یاربها
خوش آن شبها که پیشش بودمی گه مست و گه سرخوش
جهانم میشود تاریک چون یاد آرم آن شبها
همیکردم حدیث ابرو و مژگان او هردم
چو طفلان سوره نونوالقلمخوانان به مکتبها
چه باشد گر شبی پرسد که در شبهای تنهایی
غریبی زیر دیوارش چگونه میکند شبها
بیا، ای جان هر قالب که تا زنده شوند از سر
به کویت عاشقان کز جان تهی کردند قالبها
اگر چه دل بدزدیدی و جان، اینک نگر حالم
چه نیکو آمد آن خنده، درین دیده ازان لبها
مرنج از بهر جان، خسرو، اگرچه میکشد یارت
که باشد خوبرویان را بسی زین گونه مذهبها
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ز بس جوش اثر زد از تب شوق تو یاربها
فلک در شعله خفت از شوخی تبخال کوکبها
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 277
زهی سودایی شوق تو مذهبها و مشربها
به یادت آسمان سیر تپیدن جوش یاربها
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 278
چو اشک خویشتن غلتم میان خاک و خون شبها
ز رشک آنکه بینم جام می را لب بر آن لبها
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 14
مدار از دامن شب دست وقت عرض مطلبها
که باشد بادبان کشتی دل دامن شبها
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 461
به شغل انتظار مهوشان در خلوت شبها
سر تار نظر شد رشته تسبیح کوکبها
Ghalib DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 42
ز شهر دوست میآیم پیام عشق بر لبها
به تلقینی کنم آزاد طفلان را ز مکتبها
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 8
من و پیچاک زلف آن بت و بیداری شبها
کجا خسپد کسی کش میخلد در سینه عقربها
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 86
Sources
Persian text source: Ganjoor

