غزل شمارهٔ 1672
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1گر نه کمند بلاست بر دل عشاق تو
11
گر نه کمند بلاست بر دل عشاق تو
بهر چه نازی کند زلف تو بر ساق تو
22
تو که به غلتاق تنگ چست در آمد تنت
پرده دل را درید رشک بغلتاق تو
33
بو که بیاید ز تو شستن نعل سمند
پای بزرگان گرفت گریه عشاق تو
44
گریه کنم تا مگر ز ابرو اشارت کنی
لیک ز باران من غم نخورد طاق تو
55
پیش تو مردن مرا چون نگذارد رقیب
بهر چه باری زید خسرو مشتاق تو
Sources
Persian text source: Ganjoor

