غزل شمارهٔ 29
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1هر که زیر پیرهن بیند مرا
11
هر که زیر پیرهن بیند مرا
مرده اندر کفن بیند مرا
22
خویش را من خود کسی دانم ولی
یار اگر از چشم من بیند مرا
33
آرزو دارم قصاص از دست دوست
تا بدانسان مرد و زن بیند مرا
44
بر سر راهش کشیدم زار زار
بو که آن پیمان شکن بیند مرا
55
بیدلی کش عیب می کردم کجاست
تا به کام خویشتن بیند مرا
66
نازنینا، زین هوس مردم که خلق
با تو روزی در سخن بیند مرا
77
باد هر روزی به جولا نگاه تو
خاک خواری بر دهن بیند مرا
88
گر بیاید باز مرغ نامه بر
طعمه زاغ و زغن بیند مرا
99
جوی خون راند به جای جوی شیر
خسروم، گر کوهکن بیند مرا
Sources
Persian text source: Ganjoor

