Toggle stanza 1
هر که زیر پیرهن بیند مرا
1

هر که زیر پیرهن بیند مرا

مرده اندر کفن بیند مرا

2

خویش را من خود کسی دانم ولی

یار اگر از چشم من بیند مرا

3

آرزو دارم قصاص از دست دوست

تا بدانسان مرد و زن بیند مرا

4

بر سر راهش کشیدم زار زار

بو که آن پیمان شکن بیند مرا

5

بیدلی کش عیب می کردم کجاست

تا به کام خویشتن بیند مرا

6

نازنینا، زین هوس مردم که خلق

با تو روزی در سخن بیند مرا

7

باد هر روزی به جولا نگاه تو

خاک خواری بر دهن بیند مرا

8

گر بیاید باز مرغ نامه بر

طعمه زاغ و زغن بیند مرا

9

جوی خون راند به جای جوی شیر

خسروم، گر کوهکن بیند مرا

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور