Toggle stanza 1
قدری بخند و از رخ قمری نمای ما را
1

قدری بخند و از رخ قمری نمای ما را

سخنی بگوی و از لب شکری نمای ما را

2

سخنی چو گوهرتر صدف لب تو دارد

سخن صدف رها کن، گهری نمای ما را

3

به نظر ندیده ام من اثر دهان تنگت

اگرت بود دهانی اثری نمای ما را

4

منم اندر این تمنا که ببینم از تو بویی

چو صبا خرامشی کن، کمری نمای ما را

5

ز خیال طره تو چو شب است روز عمرم

به کرشمه خنده ای زن، سحری نمای ما را

6

به زبان خویش گفتی که گذر کنم به کویت

مگذر ز گفته خود گذری نمای ما را

7

چو منت هزار عاشق بود، ای صنم، ولیکن

به همه جهان چو خسرو دگری نمای ما را

Sources

Persian text source: Ganjoor

Conversation

Reader comments

Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

0 / 2000 characters
Loading…