غزل شمارهٔ 932
Poet: Jami
Toggle stanza 1ای که از شاخ گل لطیف تری
ای که از شاخ گل لطیف تری
روی خود بین به گل چه می نگری
خاک پایت شدن چه سود کند
چون تو از سرکشی نمی گذری
گر ز اغیار پوشمت چه عجب
که مرا چشم روشن دگری
یار با ما و ما به گرد جهان
آه ازین غافلی و بی خبری
ره به کوی وصال آسان است
گر کند نور عشق راهبری
شیر گردون نشایدم سگ کوی
گر مرا از سگان خود شمری
جامی از بندگان خاصه توست
نیست زین عاشقان دربدری
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
هر کسی را هوای سیم و زری
من مسکین و داغ سیمبری
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1959
این جهان را نگر به چشم خرد
نی بدان چشم کاندر او نگری
RudakiQasaʾid va Qitʿatشمارهٔ 115 - شعر از سعید نفیسی بازسازی شده از روی برگردان عربی شعر رودکی
میشنیدم به حسن چون قمری
چون بدیدم از آن تو خوبتری
SaadiDivan-e Ashʿarملحقات و مفرداتشمارهٔ 31
ای که بر دوستان همیگذری
تا به هر غمزهای دلی ببری
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 544
دیدم امروز بر زمین قمری
همچو سروی روان به رهگذری
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 550
گر کنم در سر وفات سری
سهل باشد زیان مختصری
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 556
میشنیدم به حسن چون قمری
چون بدیدم از آن تو خوبتری
SaadiMawaʿizMufradatشمارهٔ 82
معجز معجزی پدید آمد
چون فرورید قوم او پسری
SanaiDivan-e AshʿarQasaʾid va Qitʿatشمارهٔ 183 - هم در هجای معجزی شاعر
Sources
Persian text source: Ganjoor

