غزل شمارهٔ 627
Toggle stanza 1چشم منی و خانه تو چشم خانهام
چشم منی و خانه تو چشم خانهام
حقالقدوم تو گهر دانه دانهام
چون مردمان خانه چشمم میان آب
از بس که آب دیده گرفتهست خانهام
اکنون که زیر ران تو رام است رخش حسن
میکن نوازشی به سر تازیانهام
خواب آورد فسانه عجب قصهای که بود
خواب طرب ز چشم حریفان فسانهام
روزی که بر امید تو قالب کنم تهی
بالین بس است خشتی ازین آستانهام
ز آواز سیل چشم ترم دل همیتپد
رقصی چنین اثر دهد آری ترانهام
جامی نیم که خسرو وقتم به ملک عشق
منشور خسروی غزل عاشقانهام
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
عمریست چون نفس به تپیدن فسانهام
از عافیت مپرس دل است آشیانهام
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1993
فهم حقیقت من و ما را بهانهام
خوابیده است هر دو جهان در فسانهام
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1994
رنگین شده است بس که ز خونین ترانهام
مرغان غلط کنند به گل آشیانهام
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5785
Sources
Persian text source: Ganjoor

