Toggle stanza 1
منزل نکرده دل هنوز اندر حریم سینه ام
1

منزل نکرده دل هنوز اندر حریم سینه ام

عشق تو در دل داشت جا من عاشق دیرینه ام

2

از دل خراش افغان من تیغت به خونم تیز شد

تیغ تو را سوهان بود گویی خراش سینه ام

3

من دانه چین مرغی نیم کایم به دام کس فرو

سیل بلا و تخم غم بس باشد آب و چینه ام

4

وقت خطیب شهر ما خوش کو به رغم محتسب

یکسر برد تا پای خم از مسجد آدینه ام

5

از بس که جرعه بر سرم ریزند مستان لبت

هست از پلاس میکده آلوده تر پشمینه ام

6

در گریه عمر آمد به سر وز شوق لعلت سینه پر

صد گنج گوهر ریختم خالی نشد گنجینه ام

7

جامی نبیند چشم جان جز عکس ساقی ازل

تا داد پیر میفروش از جام می آیینه ام

Sources

Persian text source: Ganjoor