غزل شمارهٔ 666
Toggle stanza 1گهر کز وصف آن لبهای شکرخند می ریزم
11
گهر کز وصف آن لبهای شکرخند می ریزم
نه گوهر بلکه شکر می فشانم قند می ریزم
22
دلم دریای خون آمد به رویش چشمم آن کشتی
کش از ته می تراود خون دل هر چند می ریزم
33
نمی آید چو تو هر چند کاندر قالب فکرت
ز جان مانند تو صد شکل بی مانند می ریزم
44
همه خوبان مرا فرزند و من آن مهربان پیرم
که نقد دین و دل در پای هر فرزند می ریزم
55
به خون پیوند یابد هر چه برد چون تو ببریدی
ز دل خون بهر محکم کردن پیوند می ریزم
66
مده درد سرم ای پندگو کز آب و خاک من
گیاه عشق می خیزد چو تخم پند می ریزم
77
چو نخل خامه جنبش یافت دستی پیش کن جامی
که نزل خوان مشتاقان حاجتمند می ریزم
Sources
Persian text source: Ganjoor

