غزل شمارهٔ 52
Toggle stanza 1گر بدانی قیمت یک تار موی خویش را
11
گر بدانی قیمت یک تار موی خویش را
کی دهی بر باد زلف مشکبوی خویش را
22
آمدی با روی از گل تازه تر دوشم به خواب
تازه کردی در دل من آرزوی خویش را
33
تا نگردد گل ز اشکم زین همه دل کز بتان
می ربایی فرش سنگ انداز کوی خویش را
44
باغبان در چشم من عکس رخ و زلف تو دید
لاله و سنبل نشاند اطراف جوی خویش را
55
خاطرم ز آلایش زهد ریایی شد ملول
یک دو کاسه درد خواهم شست و شوی خویش را
66
ای که گویی خوی ازان بت می توانی باز کرد
رو که من به می شناسم از تو خوی خویش را
77
می دهم گفتم بهای خاک کویت آبروی
گفت رو جامی نگهدار آبروی خویش را
Sources
Persian text source: Ganjoor

