شمارهٔ 11 - یک قصیده

Toggle stanza 1
آن که بودی آفتاب آسا جهان پر نور ازو
1

آن که بودی آفتاب آسا جهان پر نور ازو

روز شادی بر جهانی شد شب غم دور ازو

2

بود عالم چون تن و او جان چو جان از تن برفت

بعد ازین تن را چه امکان زیستن مهجور ازو

3

گرچه شد از فرقت او عالم صورت خراب

ماند وقت اهل معنی جاودان معمور ازو

4

در قباب عزتش هر چند پنهان داشتند

صد کرامت بین به هر شهری کنون مشهور ازو

5

گر نه تمکین شریعت دادیش تسکین حال

سرزدی در دار دنیا حالت منصور ازو

6

چون به ذاکر داشتی همت گه تلقین ذکر

صورت وحدت گرفتی ذاکر و مذکور ازو

7

بود عیسی دم که مردم یافتی از وی شفا

صد دل رنجور یک دل ناشده رنجور ازو

8

خواجه ای کش معنی فقر از ازل همراه بود

ناصرالدین نصرة الدنیا عبیدالله بود

Sources

Persian text source: Ganjoor