شمارهٔ 12 - یک قصیده
Toggle stanza 1کو در ادراک حقایق نکته دانیهای او
11
کو در ادراک حقایق نکته دانیهای او
در بیان نکته ها شیرین زبانیهای او
22
همت او گنج کنت کنز را مفتاح بود
بود ازان گنج این همه گوهر فشانیهای او
33
بود شاه فقر لیک اصحاب را می داشت پاس
از خطور غیر بر دل پاسبانیهای او
44
در طریقت بود سلطان وز دل ارباب فقر
گامهای نفس راندن کامرانیهای او
55
ای که می گویی بگوی از وی نشان روشنم
هست روشنتر نشان بی نشانیهای او
66
زندگانی چون مسیحا کرد با هر مرده دل
ساخت زنده عالمی را زندگانیهای او
77
بود شمع جمع پیران جهان ناتافته
پرتو الشیب نوری بر جوانیهای او
88
در جوانی بود و پیری هم ممد رهروان
کو چو اویی در جوانی پیر و در پیری جوان
Sources
Persian text source: Ganjoor

