Toggle stanza 1
درمانده ای به حکم قضا از بلا گریخت
1

درمانده ای به حکم قضا از بلا گریخت

زد طعنه جاهلی که فلان از قضا گریخت

2

چون از قضا گریز تواند کسی که بود

دست قضا عنان کش او هر کجا گریخت

3

بس اهل معرفت که ز بیگانه آفتی

احساس کرد و در کنف آشنا گریخت

4

گر نیست از سبب به سبب التجا روا

خیر بشر ز مکه به یثرب چرا گریخت

5

اسباب چون مظاهر فعل مسبب اند

هر کس گریخت هم ز خدا در خدا گریخت

6

ای پیر می فروش که رو در در تو کرد

هر کس که از کدورت خود در صفا گریخت

7

جامی گریخت در تو ز عجب و ریای خویش

زان عجب هم که در تو ز عجب و ریا گریخت

Sources

Persian text source: Ganjoor