غزل شمارهٔ 213
Poet: Jami
Toggle stanza 1دلم چون داستان غم فرو ریخت
11
دلم چون داستان غم فرو ریخت
سرشک از دیده پر نم فرو ریخت
22
صبا آن زلف پر خم را برافشاند
دل صد بیدل از هر خم فرو ریخت
33
ز دردم هر که دم زد شرح آن را
سرشک لعل من در دم فرو ریخت
44
دل چاکم کزو پیکانت افتاد
چو ریشی دان کزو مرهم فرو ریخت
55
ملایک را چه سود از حسن طاعت
چو فیض عشق بر آدم فرو ریخت
66
ز محرومان نیابی ذوق آن درد
که بر جان و دل محرم فرو ریخت
77
اساس عشق محکم باد جامی
اگر بنیاد زهد از هم فرو ریخت
Sources
Persian text source: Ganjoor

