Toggle stanza 1
دلم چون داستان غم فرو ریخت
1

دلم چون داستان غم فرو ریخت

سرشک از دیده پر نم فرو ریخت

2

صبا آن زلف پر خم را برافشاند

دل صد بیدل از هر خم فرو ریخت

3

ز دردم هر که دم زد شرح آن را

سرشک لعل من در دم فرو ریخت

4

دل چاکم کزو پیکانت افتاد

چو ریشی دان کزو مرهم فرو ریخت

5

ملایک را چه سود از حسن طاعت

چو فیض عشق بر آدم فرو ریخت

6

ز محرومان نیابی ذوق آن درد

که بر جان و دل محرم فرو ریخت

7

اساس عشق محکم باد جامی

اگر بنیاد زهد از هم فرو ریخت

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور