غزل شمارهٔ 212
شاعر: جامی
Toggle stanza 1خط تو در دامن گل سنبل سیراب ریخت
11
خط تو در دامن گل سنبل سیراب ریخت
بر بیاض صفحه خورشید مشک ناب ریخت
22
یک ورق ز اوصاف حسنت خواند بلبل در چمن
دفتر گل را صبا بر هم زد و در آب ریخت
33
خالهایت در خم ابرو چو شبگون دانه هاست
کز کف زهاد صاحب سبحه در محراب ریخت
44
اشک ها کز چشم خونبارم به دامانت چکید
قطره های خون بود کز کشته بر قصاب ریخت
55
پسته و بادام سوی لب مبر کان چشم مست
نقل بزم امشب ز دلهای اولوالالباب ریخت
66
خفته بودم بر خس و خار درت ز اوراق گل
باد صبحم خارها در بستر سنجاب ریخت
77
بود پر جام دل جامی ز جلاب طرب
عشق تو بر جام او زد سنگ و آن جلاب ریخت
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

