غزل شمارهٔ 342
Toggle stanza 1یار نی روی به گلشن چه کنم
11
یار نی روی به گلشن چه کنم
جلوه سوری و سوسن چه کنم
22
منظر دیده روشن رخ اوست
بی رخش دیده روشن چه کنم
33
شب چو درنایدم آن ماه ز در
پرتو ماه ز روزن چه کنم
44
چاک دل دوخته نی ز اشک و مژه
این همه رشته و سوزن چه کنم
55
گفتم آمد به لبم جان ز غمت
گفت عاشق تو شدی من چه کنم
66
گفتم از هجر به تیغم برهان
گفت خون تو به گردن چه کنم
77
فن من عاشقی امد جامی
صرف اوقات به هر فن چه کنم
Sources
Persian text source: Ganjoor

