غزل شمارهٔ 107

Toggle stanza 1
آن ترکمان پسر که دل ما نشان اوست
1

آن ترکمان پسر که دل ما نشان اوست

زابرو و غمزه تیر بلا بر کمان اوست

2

صاحبدلان به راه وفا خاک گشته اند

گو خوش بران که رخش جفا زیر ران اوست

3

ما در میان غصه چو موییم ازان کمر

خوش آن که دست کرده کمر در میان اوست

4

دامن کشان چو گل به سر سبزه تا گذشت

دستان بلبلان چمن داستان اوست

5

تا بهره مند شد ز کف او عنان به رخ

خونم دوال بسته ز رشک عنان اوست

6

باشد چو جام دیده پر از اشک حسرتم

تا دیده ام که جام دهان بر دهان اوست

7

یک جامه نیست بر تن جامی ز غم درست

جز خشک گشته پوست که بر استخوان اوست

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor