Toggle stanza 1
دارد آن سرو گل اندام معنبر کاکل
1

دارد آن سرو گل اندام معنبر کاکل

هرچه دارند بتان یکسر و بر سر کاکل

2

فرق کردن نتوان سرو سهی را ز قدش

گر به فرقش بود از غالیه تر کاکل

3

بی گره کاکل او صد گرهم بر دل زد

وای من گر زند از ناز گره بر کاکل

4

هیچ دل نیست که بر کاکل او فتنه نشد

هر دم آرد به سرش فتنه دیگر کاکل

5

چون پی دلبری آن سرو کشد قد بلند

با قدش هست درین شیوه برابر کاکل

6

دیده چون بندم ازان شوخ که او را بینم

پای تا سر همه خوش وز همه خوشتر کاکل

7

بست در شانه او رشته جان را جامی

بو که با شانه به هم جاکندش در کاکل

Sources

Persian text source: Ganjoor