غزل شمارهٔ 572
Poet: Jami
Toggle stanza 1دوستان چند کنم ناله ز بیماری دل
دوستان چند کنم ناله ز بیماری دل
کس گرفتار مبادا به گرفتاری دل
ای که بر زاری دل می کنی انکار بیا
گوش بر سینه من نه بشنو زاری دل
کوی تو منزل دلهاست کسی چون گذرد
که نیاید به زمین پای ز بسیاری دل
مدت هجر ز حد می گذرد صبر کجاست
که درین واقعه صعب کند یاری دل
خوانده ام قصه عشاق بسی نیست در آن
جز جفاکاری دلدار و وفاداری دل
گر به وصلت نرسم درد طلب نیز خوش است
نیست مطلوب جز اینم ز طلبکاری دل
عمرها شد که دل جامی ازین غم خون است
که کند با تو دمی شرح جگرخواری دل
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
رسته بودم مه من چندگه از زاری دل
از نمکدان تو شد تازه جگر خواری دل
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1230
مکش ای سلسله مورو به هم از زاری دل
که شب زلف بود زنده زبیداری دل
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5241
تو و آوازه خوبی و من و زاری دل
تو و بیماری چشم و من و بیماری دل
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5242
Sources
Persian text source: Ganjoor

