غزل شمارهٔ 496
Toggle stanza 1دل من که بس مبتلا بینمش
11
دل من که بس مبتلا بینمش
ازان شوخ در صد بلا بینمش
22
دل از وی نگه داشتن مشکل است
که شکلی عجب دلربا بینمش
33
رقیبانم از وی جدا ساختند
خدایا کز ایشان جدا بینمش
44
شب تیره هر کس به فکری و من
در آن غم که فردا کجا بینمش
55
خوش آن مه که یک ذره خرسندیم
نباشد اگر سالها بینمش
66
به ره چند سایم رخ آیا بود
که روزی بر آن پشت پا بینمش
77
ازان گشت بیگانه جامی ز خویش
که با درد عشق آشنا بینمش
Sources
Persian text source: Ganjoor

