Toggle stanza 1
رو چو نهد به ملک دل عشق توشاه سازمش
1

رو چو نهد به ملک دل عشق توشاه سازمش

بر سر عقل صبر و دین میر سپاه سازمش

2

دل که به سینه گشت خون از غم پای بوس تو

تا برسد به کام خویش از مژه راه سازمش

3

طاقت خور نبینمت جا به سواد دیده کن

تا پی سایه بر سرت چتر سیاه سازمش

4

خواهم اگر زنم دمی بی تو به عشرت و طرب

یاد تو بگذرد به دل مایه آه سازمش

5

چون به صف نعال تو از پی سجده سر نهم

کفشم اگر به سر زنی افسر جاه سازمش

6

از چه سیم اگر دهد رخصت آبم آن ذقن

من رگ جان ز تن کشم رشته چاه سازمش

7

بر سر جامی ار زدی تیغ و شمردیش گنه

تیغ دگر بزن که تا عذر گناه سازمش

Sources

Persian text source: Ganjoor