Toggle stanza 1
ساقی ما دوش باما در سر انصاف بود
1

ساقی ما دوش باما در سر انصاف بود

با حریفان چون صراحی با درون صاف بود

2

چشم مردم دار و لب خندان و ابرو بی گره

بهر محنت دیدگان مجموعه الطاف بود

3

نامد از آهوی چین بوی غزالم گرچه خود

مشکش اندر نافه مشکین نافه اش درناف بود

4

شد ز جام باده روشندل فقیه مدرسه

گرچه سر تا پای غرق ظلمت اوقاف بود

5

شیخ شهرت جو که میدان معارف آب زد

هرچه گفت از وجد و حال خویش یکسر لاف بود

6

جو کناری از جهان کآواره عزت نیافت

تا نه عزلتخانه عنقا حریم قاف بود

7

کشف اسرار حقیقت جامی از میخانه خواست

چون کند، تفسیر آن آیت نه در کشاف بود

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 194 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood