غزل شمارهٔ 358
Poet: Jami
Toggle stanza 1ز جوش باده چو گرددترانه گو لب خم
ز جوش باده چو گرددترانه گو لب خم
درآن ترانه کنم صوفیانه خود را گم
چو آن ترانه ام از خویشتن تهی سازد
عجب مدار چو پیمانه گر جهم در خم
تو گنج حسنی و گرد تو اژدهای فلک
به قصد پاس تو زاغیار سرنهاده به دم
به راه رخش تو سر پر خمار افتاده
بود خمار مرا بشکند به کاسه سم
اگر فروغ جمالت رسد به صبح نخست
فراغتی بود آفاق را ز صبح دوم
تویی به لطف پری بل کزان لطیفتری
که داد جلوه خدایت به صورت مردم
به رشح خامه جامی نظرگشا کاینجاست
که سر همی زند از نیم قطره صد قلزم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
به هر زمین که خبر گیری از سواد عدم
فتاده نامهٔ ما سر به مُهر نقش قدم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1951
زهی حلاوت پنهان در این خلای شکم
مثال چنگ بود آدمی نه بیش و نه کم
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1739
خدای را چه توان گفت شکر فضل و کرم
بدین نظر که دگرباره کرد بر عالم
SaadiMawaʿizQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 38 - در تهنیت اتابک مظفرالدین سلجوقشاه ابن سلغر
کجایی ای همه هوشت به سوی طبل و علم
چرا نباری بر رخ ز دیده آب ندم
SanaiDivan-e AshʿarQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 106 - در موعظه و نصیحت ابنای زمان
نماز شام من و دوست خوش نشسته بهم
گرفته دامن شادی شکسته گردن غم
SanaiDivan-e AshʿarQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 109
شراب لعل بده ساقیا که یک دو سه دم
رهم ز شغل سیه کاری دوات و قلم
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 220
Sources
Persian text source: Ganjoor

