غزل شمارهٔ 453
Poet: Jami
Toggle stanza 1بر اوج حسن چون خورشید فردی
11
بر اوج حسن چون خورشید فردی
ولی هرگز به گرد ما نگردی
22
ازانم چون شفق در خون که بی تو
نهاده ست آفتابم رو به زردی
33
شود طی بر دعاهای تو یکسر
اگر طومار عمرم در نوردی
44
ز خوان عشق تو جز غم نخوردم
غم غمخوارگان هرگز نخوردی
55
ز سر تا پا همه دردم ز هجران
بیا جانا که تو درمان دردی
66
به مردی بار غمهایت کشیدم
نکردی هرگزم تحسین که مردی
77
پشیمان گشتن از آزار جامی
چه سود اکنون که کردی آنچه کردی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

