غزل شمارهٔ 897
Toggle stanza 1عشق جانان نهاد خوان بلا
11
عشق جانان نهاد خوان بلا
ای جگرخوارگان صلاست صلا
22
گر نگوید جواب بوسه بلی
زان بلا شیوه قانعیم به لا
33
خط بر آیینه رخش زنگی ست
که دل و دیده را ازوست جلا
44
با خیالش من از میان رفتم
صار منی خیاله بدلا
55
حیرت عشق راه عقلم زد
ارشدونی معاشرالعقلا
66
چاره کار من که داند ساخت
جز خدا عز شانه و علا
77
فضل جامی بس این قدر که کند
خوشه چینی ز خرمن فضلا
Sources
Persian text source: Ganjoor

