Toggle stanza 1
گوهر عشق تو را دل صدف است
1

گوهر عشق تو را دل صدف است

ناوک درد تو را جان صدف است

2

بحر اسرار شناسد خود را

شیخ مغرور که بادش به کف است

3

رخنه تیغ جفایت به سرم

کنگر افسر جاه و شرف است

4

می رسد راحتم از سیلی فقر

ناله از دست تهی کار دف است

5

عیش سازان و شراب و لب کشت

چشم عارف نه بر آب و علف است

6

جامی از اهل ولا همت خواه

گرد تو گرچه بلا بسته صف است

7

کار هر کس نبود صف شکنی

شیر این معرکه شاه نجف است

Sources

Persian text source: Ganjoor