غزل شمارهٔ 756
Toggle stanza 1چه کمر بسته ای به کین با من
11
چه کمر بسته ای به کین با من
که خوشی با همه همین با من
22
سرو نازی و هرگزت ننشاند
یک زمان بخت بر زمین با من
33
چه خطا دیده ای ز من که تو را
شد چنان طبع نازنین با من
44
که به کام تو زهر با دگران
خوشتر آید از انگبین با من
55
من که باشم که گویمت همه عمر
باش همراز و همنشین با من
66
قرنها داغ انتظار کشم
تا شوی ساعتی قرین با من
77
گفتی از کوی ما برو جامی
رفتم اینک نه دل نه دین با من
Sources
Persian text source: Ganjoor

