Toggle stanza 1
چه کمر بسته ای به کین با من
1

چه کمر بسته ای به کین با من

که خوشی با همه همین با من

2

سرو نازی و هرگزت ننشاند

یک زمان بخت بر زمین با من

3

چه خطا دیده ای ز من که تو را

شد چنان طبع نازنین با من

4

که به کام تو زهر با دگران

خوشتر آید از انگبین با من

5

من که باشم که گویمت همه عمر

باش همراز و همنشین با من

6

قرنها داغ انتظار کشم

تا شوی ساعتی قرین با من

7

گفتی از کوی ما برو جامی

رفتم اینک نه دل نه دین با من

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور