غزل شمارهٔ 757
Toggle stanza 1صوفی متاع صومعه رهن شراب کن
صوفی متاع صومعه رهن شراب کن
پیرانه سر تلافی عهد شباب کن
مستم ز نشئه می عشق پریوشی
بر یاد لعلش از دو سه جامم خراب کن
عیب است لاف عشق جوانان و عهد شیب
موی سفیدم از می گلگون خضاب کن
بدنام و شهر رانده و رسوای عالمیم
ای پارسا ز صحبت ما اجتناب کن
کسب کمال و فضل فضولی ست ای پسر
از عاشقان فضیلت عشق اکتساب کن
معنی یکی ست گرچه صور مختلف فتاد
این نکته را قیاس ز بحر و حباب کن
جامی جناب پیر مغان قبله دعاست
هر چیز کالتماس کنی زان جناب کن
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
دل گر نه داغ عشق فروزد کباب کن
در خانهای که گنج نیابی خراب کن
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2491
گُلبرگ را ز سُنْبُلِ مُشکین، نِقاب کُن
یعنی که رُخ بپوش و جهانی، خراب کُن
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 395
صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن
دور فلک درنگ ندارد شتاب کن
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 396
دل را به آتش نفس گرم آب کن
ای غافل از خزان گل خود را گلاب کن
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6372
ساقی دمید صبح قدح پر شراب کن
از روی گرم خود بط می را کباب کن
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6373
Sources
Persian text source: Ganjoor

