Toggle stanza 1
خوی خود را کرده ای چون روی و نیکو کرده ای
1

خوی خود را کرده ای چون روی و نیکو کرده ای

عشقبازان را به خوی نیک بدخو کرده ای

2

گرچه لاله در چمن آمد دورنگ و گل دوروی

هر دو را در عشق خود یکرنگ و یکرو کرده ای

3

تا فکندی چین در ابرو سجده نتوانم تو را

رخنه در محراب من از چین ابرو کرده ای

4

بو که روزی خویش را در گیسویت بافم خوشم

گر تنم را لاغر و باریک چون مو کرده ای

5

سرنگون افتاده سرو از رشک بالایت درآب

چون به گلگشت چمن جا بر لب جو کرده ای

6

شهره هر بزم خواهی حسن خود را ای غزال

نیست بی موجب که جامی را غزلگو کرده ای

Sources

Persian text source: Ganjoor