غزل شمارهٔ 853
Toggle stanza 1آن شیخ چه دیده ست که در خانه خزیده
آن شیخ چه دیده ست که در خانه خزیده
با خویشتن آمیخته وز خلق بریده
هر تار تعلق که بریده ست ز اغیار
چون کرم بریشم همه بر خویش تنیده
خود خلق و تمنا کند از خلق رهایی
از خلق کسی چون رهد از خود نرهیده
یک بار به گردی نرسید از ره مردی
زنهار گمانش نبری مرد رسیده
از کعبه و از کعبه روان دم زند اما
زان قافله بانگ جرسی هم نشنیده
از کسب معارف شده مشعوف ز خارف
درهای ثمین داده و خر مهره خریده
جامی صفت جام می عشق مپرسش
کان جام ندیده ست و زان می نچشیده
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ای آنک تو را ما ز همه کون گزیده
بگذاشته ما را تو و در خود نگریده
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2332
ای طبل رحیل از طرف چرخ شنیده
وی رخت از این جای بدان جای کشیده
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2334
ای یار جفا کردهٔ پیوند بریده
این بود وفاداری و عهد تو ندیده؟
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 494
داراب دوم طفل فلک مهد جلی قدر
رخسار ظفر حسن کرم نور عقیده
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarQitʿatشمارهٔ 3 - این قطعه در تاریخ مولود صاحب زاده برخوردار میرزا داراب بن عبدالرحیم خان خانان گفته شده
اشکی که تو را بر گل رخسار دویده
باران بهار است که بر لاله چکیده
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 895
Sources
Persian text source: Ganjoor

