غزل شمارهٔ 922
Toggle stanza 1ای بر سمن از سنبل تر بسته نقابی
ای بر سمن از سنبل تر بسته نقابی
در گردن جان هر خم زلف تو طنابی
تو تاب نظر ناری و من طاقت دیدار
ای کاش ببندی به رخ خویش نقابی
ای از پس عمری بر ما آمده تا چند
خاموش نشینی نه سوالی نه جوابی
ذوقی ندهد عشق اگر جانب عاشق
نبود گله ای وز طرف دوست عتابی
خواهم به سر کوی تو ز آب مژه خون خورد
تا هست درین شهر نصیبم دمی آبی
گیرم نگشایی نظر مهر به سویم
کم زانکه نگاهی بکنی بهر ثوابی
جامی که به تحصیل فنون عمر به سر برد
بی حاشیه شوق تو نگذاشت کتابی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ای ماه اگر باز بر این شکل بتابی
ما را و جهان را تو در این خانه نیابی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2629
ای مونس ما خواجه ابوبکر ربابی
گر دلشدهای چند پی نان و کبابی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2636
ای حسن خط از دفتر اخلاق تو بابی
شیرینی از اوصاف تو حرفی ز کتابی
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 517
Sources
Persian text source: Ganjoor

