Toggle stanza 1
به شهر نیکوان مسکین غریبی
1

به شهر نیکوان مسکین غریبی

که جز خون خوردنش نبود نصیبی

2

عجب بیماریی دارم ز عشقت

که عاجز شد ز درمان هر طبیبی

3

چو من عاشق بسی یابی ولیکن

نیابم چون تو در عالم حبیبی

4

ز کویت رخ نتابم گرچه بینم

به کف تیغ جفا هر سو رقیبی

5

نیفتد نوبهار خوبیت را

خوش الحان تر ز جامی عندلیبی

Sources

Persian text source: Ganjoor