غزل شمارهٔ 412
Toggle stanza 1وقت آن شد کز فلک زرین حمایل بگسلند
11
وقت آن شد کز فلک زرین حمایل بگسلند
رشته پیوند مهر از مهره گل بگسلند
22
حاصل این سیر دوری چون همه سرگشتگی ست
زنگ های انجم از فیروزه محمل بگسلند
33
چون نه بر حسب مراد افتد نتایج را ظهور
نسبت تاثیر فاعل را ز قابل بگسلند
44
سلک نظم هستی آمد عاشقان را سلسله
فرخ آن ساعت که مجنونان سلاسل بگسلند
55
کی تواند زد دل اندر دامن مقصود چنگ
گرنه عقل و وهم چنگ از دامن دل بگسلند
66
گرنه در قطع موانع تیز باشد تیغ عشق
رهروان امید از قطع منازل بگسلند
77
بگذرد مرغ دل جامی ازین سبز آشیان
گر زبان همتش بند شواغل بگسلند
Sources
Persian text source: Ganjoor

