غزل شمارهٔ 165
Poet: Jami
Toggle stanza 1هر نشان کز خون دل بر دامن چاک من است
11
هر نشان کز خون دل بر دامن چاک من است
پیش اهل دل دلیل دامن پاک من است
22
دمبدم ای غنچه رعنا مخند از گریه ام
کین چمن را آب و رنگ از چشم نمناک من است
33
عشق تو نگرفت بالا تا دل و جانم نسوخت
آری این آتش بلند از خار و خاشاک من است
44
چاشنی شربت مرگم رهاند از داغ هجر
آنچه در کام کسان زهر است تریاک من است
55
شد تنم فرسوده زیر سنگ بیداد بتان
کشته عشقم من و این سنگها خاک من است
66
ترک مرهم گو طبیبا کین جراحت بر دلم
یادگار از ناوک بدخوی بی باک من است
77
گفتمش بردی ز جامی دل به زلف خویش بند
گفت هر صیدی کجا لایق به فتراک من است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

