غزل شمارهٔ 166
Toggle stanza 1نامه کز جانان رسد منشور اقبال من است
11
نامه کز جانان رسد منشور اقبال من است
مهر او بر نامه نقش لوح آمال من است
22
ذره سان حالم هواداری ست آن خورشید را
یک به یک ذرات عالم شاهد حال من است
33
هر زمان فال غمی گیرم ز دل در حیرتم
کین دل غلطان به خون یا قرعه فال من است
44
باد فریاد من افتاده با آن گل رساند
گفت کین گلبانگ مرغ بی پر و بال من است
55
فکر مرهم بهر چاک سینه ام چند ای طبیب
این جراحت یادگار شوخ قتال من است
66
گفتمش مالیده ام سر بارها بر پای تو
گفت یک سر کو درین ره کان نه پامال من است
77
شعر من جامی بیان عشق و خون خوردن بود
این نه دیوان غزل دیوان اعمال من است
Sources
Persian text source: Ganjoor

